عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : شيخ الإسلامى )
519
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى )
329 - من عرف الدّنيا لم يحزن على ما أصابه 8935 . 330 - من عرف خداع الدّنيا لم يغترّ منها بمحالات الأحلام 8939 . 331 - من ظفر بالدّنيا نصب ، و من فاتته تعب 9012 . 332 - من عظمت الدّنيا في عينه ، و كبر موقعها في قلبه ، أثرها على اللّه ، و انقطع إليها ، و صار عبدا لها 9030 . 333 - من استشعر الشّغف بالدّنيا ، ملأت ضميره أشجانا لها رقص على سويداء قلبه ، همّ يشغله ، و غمّ يحزنه حتّى يؤخذ بكظمه ، فيلقى بالفضاء منقطعا أبهراه ، هيّنا على اللّه فناءه بعيدا على الإخوان لقاؤه ( بقائه ) 9060 . مىكند ) . 329 - هر كه دنيا را بشناسد ( كه وفا و بقايى در آن تصور ندارد ) بر آنچه به او مى رسد اندوهناك نخواهد گرديد . 330 - هر كه مكر دنيا را بشناسد به خوابهاى محال ( اعتبارات و دولت هاى دنيا كه پوچ و خواب و خيال است ) فريب نخورد . 331 - هر كه به دنيا پيروزى يابد به زحمت افتد و هر كه دنيا از او فوت شود رنجور شود ( يعنى آدمى در هر صورت بدون رنج نخواهد بود چنان كه سعدى گويد : 332 - هر كه دنيا پيش چشمش بزرگ جلوه كند و موقعيت آن در دل او بزرگ باشد آن را بر خدا برگزيده ، و بريده شود بسوى آن و بنده آن خواهد گرديد . 333 - هر كه دوستى عميق دنيا را شعار خود كند ( كه از آن جدا نشود ) دلش را از اندوههايى كه بر سويدا و اصل دانه دلش براى آن رقص و بازى و حركتى است پر نمايد اندوهى كه او را ( به خود ) مشغول سازد و غمى كه او را اندوهگين نمايد ( تا وقت مرگ ) تا آنكه او با خشم خود ( و ناراحتى كه از جهت نرسيدن به آرزوها دارد ) فرا گرفته شود پس در فضا ( در وقت جان كندن ) انداخته شود ، در حالى كه دو رگ دلش بريده بر خدا فنا و ميراندن او آسان ، بر دوستان و برادرانش لقاء و ديدارش دور